درام۶ دقیقه
مشاور
مشاور در کلینیک را باز کرد و داخل شد. نگهبان داخل اتاقک به او سلام کرد و او جوابش را داد. آسانسور سمت راست بود، ولی او به سمت پلهها رفت. سالن انتظار شلوغ بود. گروه زیادی زن، مرد…
Laleh H
۱۱۴
مشاور در کلینیک را باز کرد و داخل شد. نگهبان داخل اتاقک به او سلام کرد و او جوابش را داد. آسانسور سمت راست بود، ولی او به سمت پلهها رفت. سالن انتظار شلوغ بود. گروه زیادی زن، مرد…
- خدا رحمتش کنه. اون که دیگه رفت، اما تو زندهای. باید زندگی کنی. رها از جایش بلند شد. گوشی را روی میز گذاشت و دکمۀ میکروفن را فشرد. صدای خواهرش در همه جای خانه پیچید. به طرف…